پرسونا
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 21:25
پرسونا پرسونا یعنی اون چهره اجتماعی که ما به دلیل ضرورت و مقتضیات اجتماعی مون به چهره مون زده ایم، خیلی از آدمها برداشتشون از نظریه یونگ این است که اون زمانی که ما از ایگو به سمت self حرکت می کنیم ،باید پرسونامون رو کلآ بیندازیم بیرون،در حالی که خود این بیرون انداختن پرسونا،یکی از چیزهایی است که خود...
زندگی سخت
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 21:25
طنابها اگه بخوام باهات رو راست باشم باید بگم که زندگی یک جورایی سخته. یعنی به شکل گریز ناپذیری سخته و این ربطی به جایی که هستی و جوری که زندگی می کنی نداره. من بهش میگم اصل بقای سختی. یعنی سختی از شکلی به شکل دیگه تبدیل میشه ولی نابود نمیشه. برای همین هم توی یک زندگی خیلی خوب و عادی، جایی که هیچ کی ...
فراموشی
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 21:25
جمال ثريا گفته اى فراموشم كن اما اين غير ممكن ست زيرا براى فراموش كردن ات اول بايد تو را به ياد بياورم
زمان
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 21:25
اوزدمیر آصف گيسوانت در باد منتشر مي شد در کنارت ترا مي نگريستم آفتاب مي سوزاند دريا مي سوخت تو حرف مي زدي من گوش مي دادم مي خنديدي ساکت مي شدي مي انديشيدي دست در دست من قدم مي زدي راه تمام مي شد ترا نمي ديدم زمان سال تا سال مي گذشت ترا از دور دست ها خيلي دور ها تماشا مي کردم
همسر
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 21:25
آنتوان چخوف نظر به عزم راسخی که برای اقدام به يک ازدواج کاملاً قانونی دارم ،خاضعانه در نهايت افتخار و خوشوقتی و احساس رضايت کامل از کليه خانم های محترمه استدعا می شود لطف بفرمايند مراتب ذيل را مورد عنايت قرار دهند : نخست اينکه اينجانب يک مرد می باشم . قــدم دو آرشين و هشت ورشوک 176 سانتی متر است . ج...
خاطرات دلتنگی من
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 21:25
مهیار نورجهان دیگر نشانی مرا از برگ و باد مگیر بوی آشنا را باد نخواهد آورد چون نشان آشنایی نیست ما خزان شدهایم ؛ برگ اكنون جزیی از ماست گر چه وفای سرخ و زرد او به بادی بسته است از نشان آشنایی بینشان ؛ سراغ مرا از خاطرهها مگیر آن قدر لاغر شدهام كه در غبار خاطرات گم خواهم شد مرا بنشان ، به نشان لبخندت...
دست به قلم شدم
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 21:25
هفت کثیف بعد از هفت سال ؛ می خواهم بنویسم ؛ اما نمی دانم از چه از دست دادنهای بیشماری داشتم نمی دانم از کجای این هفت سال شروع کنم ...
به وحید حیدری از دست رفته
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 21:25
در اثر یک اتفاق چیزی فشار دهندهتر و تحمل ناپذیرتر از آن نیست، و نمیتواند باشد، که انسان فقط در اثر یک اتفاق به کلی نابود شود، فقط در اثر یک اتفاق، اتفاقی که ممکن بود اصلا واقع نشود، انسان از بین برود فقط به علت تراکم پیش آمدهای شومی که ممکن بود، چون لکه ای از ابر، از کنار ما بگذرند و ناپدید شوند. از...
اصالت
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 21:25
ویتگنشتاین برای اصیل بودن کافی است که دروغ نگویی آغاز اصالت خوب همین است که نخواهی ؛ چیزی باشی که نیستی
باورکن
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 21:25
محمد ابراهیم جعفری گفتم تو را دوست دارم صدای مرا نقاشی کن دلتنگ توام اندوهِ مرا نقاشی کن به تو می اندیشم در غم پندارِ مرا نقاشی کن گفتی در خلایی که هوا نیست نه من تو را می خوانم نه تو مرا می شناسی برایم چراغی بیاور بی نور چگونه نقاشی کنم ؟