اوزدمیر آصف گيسوانت در باد منتشر مي شد در کنارت ترا مي نگريستم آفتاب مي سوزاند دريا مي سوخت تو حرف مي زدي من گوش مي دادم مي خنديدي ساکت مي شدي مي انديشيدي دست در دست من قدم مي زدي راه تمام مي شد ترا نمي ديدم زمان سال تا سال مي گذشت ترا از دور دست ها خيلي دور ها تماشا مي کردم
برچسب:
نویسنده: روژان امیری
تاريخ: سه
شنبه
29 آذر
1401 ساعت: 21:25